خوشی رو بر دار بیار
بی پولی رو فورگت بکن و
خنده رو لبهات بیار
به این میگن عید
سلااااااااااااااااااااااااااااام
عید همتون مبارک 
دیلم براتون تنگ شده بود 
البته عیدتون پس و پیش مبارک 
دیدین من اومدم بلاخره؟
دیدین یا ندیدین
دیدین یا ندیدین
دیدین یا ندیدین

خیلی باحال بود کلاه قرمزی
مخصوصن جیگر و آقای همساده 
خوووووووووووووووووووووووووووووووب ( آدم این خوب رو که میشنوه یه جوری میشه
)
عید چه خبر؟
خیلی باحال بود عید امسال
شب اول که تا خود سال تحویل بیدار بودم داشتم یا گپ میزدم یا انگری بیردز بازی میردم یا پسته میخوردم
البته دیگه 2 ساعت آخر دیگه کم اوردم یه چرت زدم
صب که پاشدم چشام این جوری بود 
البته با تم قرمز 
ولی آی پسته خورذم آی پسته خوردم
چی کا کنم خووووووووووووو
هی این پسته نیشخند میزدن میگفتن پیشی بیا منو بخورررررررررررررررررررررر 
دیدن تخسیر من نبوده پس؟
بعدشم که همین که که گفت سال ی هزار و سیصد و .... گوفففففففف .....
کیههههههههه؟ کیهههههههههههههههه؟
آهاند توپ سال تحویل بود 
خلاصه تا ترکید این توپه ما پریدیم رفتیم خونه مامان بزرگ اینا
البته یه خورده بعدترش هاااااااااااا
خیلی خوش گذشت
هر شب هم تا ساعت 12 ، 1 ، 2 ، 3 هم گپ میزدیم تو نت 
بر و بچ رو که نمیدونم ولی من صبح ها به زور بلند میشدم ولی خیلی حال میداد
این چند روز هم سپری شده تا اینکههههههههههههههههه ....
12 ام رفتیم شهر بازیه ارم 
ما بودیم و 2 تا از خالم اینا
منم که از همه بچه ها بزرگ تر ، اصن یه وضی
حالا داشته باش دیگه
به ترتیب از بالا به پایین میشد من و کمپوت افاده و زلزله و لاولی واحمد و ممد و لوس خانوم که ترتیب سنی میشه
20 ،18 ، 16، 15، 10، 7 ، 3
که این لوس خانوم اسمش .کیمیاست و میشه دختر خالم دیگه ، 3 سالشه
خلاصه اولش به این نتیجه رسیدیم که شام رو بخوریم بعد بریم (که البته بعدنش موجب مشکلات معدوی شد ، همون معده خودمون دیگه
)
ما که ساندویچ کالباس اورده بودیم
اون یکی خالم هم ساندویچ مرغ
اون یکی خالم هم ساندویچ مرغ سوخاری ، که البته سوخته بود یه کم :))
فک نکنید من چون همه غذا ها رو میدونم ینی فوضولم هاااااااااااااا 
چون از همش خوردم میگم :))
خلاصه غذا رو که خوردیم رفتیم
اولش سورتمه سوار شدیم ....
انضافن خیلی لوس بود .........
تازه آخرش هم که داشتیم پیاده میشدیم این کمپوت افاده افتاد زمین :))
من نمیدونم چرا این کپوت افاده رو نمیبینم هی ازش بدم میاد و تو دلم بهش فش میدم ولی تا میبینم هااااااااااااااااااا .....
خاک بر سر من ، حالا خوبه قهرم باهاش
بگذریم ...
بعدش اینا به حرف من گوش دادن و رفتیم سوار فریز .... فوریز ..... فوز .....
نمیدونم فیریز بیه چیه ، همون که میچرخه و تاب میخوره سوار شدیم
خیلییییییییییییییییی حال داد 
بغل دست این فیریز نمیدونم چیچی هم یچی داشت که ملتو میبستن به کش بعد هوا شون میکردن
ما که نرفتیم
چیه، دل و روده آدم میپیچه تو هم ، حالا جیگر و بیار باقالی و بار کن
والا
بعدش هم رفتی سوار سفینه شدیم که اونم باحال بود
بعد رفتیم بریم که سوار ............
اااااااااااااااا ، صف رو نیگا
صف ترن هواییه؟
قرار شد خاله ها وایسن تو صف ترن هوایی
من و کمپوته افاده و زلزله و لاولی هم رفتیم ماشن برقی
بابا ها هم که تو قلعه سحرآمیز داشتن شوی لیزر نیگا میکردن

البته بابا من فک کنم نرفته بود
تو ماشین برقی که یه اکیپ جلوتر از ما رفتن که ینی دیووووونه :))
یکیشون که با فلاکس اومد تو اون یکی تو حین رانندگی رفیقاش رو با دست میزد
دختر ها هم که اصن بیخیال روسری ، خاک به سرم 
ما هم که خیلی حال داد ، دو سه بار از سهو و از قصد زدم به ماشین کمپوت ، زلزله رو هم که نابود کردم :))
دیگه وقتی اومدیم بیرون تو ترن هوایی نوبت ما شد
با هزار بدبختی رفتیم تو و ............
من پشیمووووووووووووونم 
من میخام پیاده شم
ووووووووووووووووووووووووووووووو 
ینی مردم تا رسیدم آخرش
جلو هم نشسته بودم
ولی خیلی حال داد
بعدشم برگشتیم
فرذاشم رفتیم دوباره خونه مامان بزرگ اینا
آخه دست پختشو دوس دارم 
البته فقط ما نه هاااااااااااااااااا
همه بغیر از کمپوت اینا
امرو کله سحر پاشودیم رفتیم دانشگاه
خر پر نمیزد
ینیااااااااااااااااااا
سگو با نبشی میزدن نمیرفت
من نمیدونم چرا پادم رفتم
این بود انشای من 
خ.ن 1 : این شکل رو میدوستم 
خ.ن 2 : بفرمایید ساناز خانوم ، اینم آپ ، موی من الان در آرامش هس یا نه
هس یا نه
هس یا نه
:))
خ.ن 3 : اون شعر هم اول یه آهنگه که فرحناز خانوم لینش رو دادن ، ممنون
خ.ن 4 : خانوم طوفان خانوم ، حالا بگو من نیستم :دی
80 تا بیشتر بشه 





















